تحول در نظام آموزش و پرورش، عاملیت یا ساختار؟!
چگونه نظام اجتماعی و جامعه، تغییر میکند؟
با تربیتِ انسانِ عامل یا تغییر ساختار؟!
در کشاکش و تقابل بین دو عامل مهم در تغییر و تحول هر سیستم و نظامی، کدامیک پیروز میشود؟ و میتواند ما را از چنگال ظلم و بیعدالتی، در تنگه مهیب آموزش و پرورش، بیرون آورد و به جایی برساند که در این پیچ تاریخیِ حساسِ عصرِ حاضر، پیشرانه ساخت تمدن نوین اسلامی باشد.
در اینکه عاملان، به وجود آورنده و تغییر دهنده ساختار هستند شکّی نیست. اما از طرفی گاه، ساختار آنچنان قدرتمند و پیچیده میشود که همچون عاملی پویا و زنده و باهوش عمل میکند و هر چه سد راهش شود میبلعد، حتی عامل به وجود آورندهاش را، به خصوص زمانی که ساختار خود را تبدیل به باور و فرهنگ کند و در کنار آن این گزاره هم قرار دهیم که «عاملان که ساختار را تغییر میدهند خود، تحت تاثیر فرهنگ هستند»، فرهنگی که شاید ساختاری مرموز، در جلدِ فرهنگ باشد. ساختاری که سالهاست بی سر و صدا تبدیل به مکانیزم انتقال قدرت در سطح کلان و خرد و منبع تبعیض و بیعدالتی شدهاست. در آن صورت میشود خرمشهری که رهبری میگوید و برای اصلاح آن کربلا میخواهد و شهدای کَربُ بَلایی.
مثال عادی و پیشِ پا افتاده آن هم میشود معلمِ تربیتیِ تحول خواهی که روشتدریس نوین را با همان روش سخنرانیِ ساختاری تدریس میکند.
از طرفی سیاستهای تحولی در نظامی همچون تعلیموتربیت یا آموزشوپرورش چندین سال طول میکشد تا خود را نشان دهد پس فرصت آزمون و خطا نیست.حال پرسش جدیتر میشود برای اصلاح از کدامیک باید شروع کرد؟ عاملیت یا ساختار؟
اگر عاملیت، چگونه عاملی در آموزشوپروش میخواهیم؟ آنچه سیاستهای حکمرانی در امر تعلیم و تربیت طی این سالهای متمادی دیده شده، متاسفانه سرشار از ابهامات و تناقضات و دوگانگیها در حرف و عمل است.
آیا به دنبال یک فرد آرامِ منفعلِ بله چشمگو هستیم؟ یا یک فرد متفکّرِ ساختارشکنِ اثرگذار و طغیانگر علیه وضع موجود؟خودتان قضاوت کنید یکبار دیگر در این ویژگیها و نحوه برخوردی که خودتان با چشمِ سر دیدهاید، تأمل کنید. کدام یک در حرف گفته میشود و کدام یک در عمل دیده میشود؟
و اگر ساختار، چگونه با ساختاری قدرتمند که هر عاملی را در خود هضم میکند، و اجازه رشد نمیدهد و در برابر هر گونه تغییری بر ضد خود مانند یک هیولای دارای هوش مصنوعی قوی، عمل میکند باید مبارزه کرد؟
نویسنده: نظرلو



