نمایش «جلوههای عاشقی» بیش از یک اثر نمایشی است. این نمایش بازآفرینی تاریخ و هویت گیلان و ایران است که با ظرافت و خلاقیت، مسیر پویای ایثار و مقاومت را از عاشورا تا دوران معاصر به تصویر میکشد.
هنر در این نمایش تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای انتقال فرهنگ، ارزشها و هویت تاریخی مردم گیلان است. روایتگری تاریخی اگرچه معمولاً بر مظالم و خشونتهای دشمنان امام حسین(ع) تمرکز دارد، اما این اثر تلاش کرده است تا وفاداری، شجاعت و ایثار یاران امام، به ویژه اسلم دیلمی (گیلانی)، را نیز برجسته سازد.
همچنین از ایثار مردم گیلان در زمان حمله روسیه تزاری یاد میشود، زمانی که ارتش ایران در آذربایجان مقابل تجاوز قرار گرفته بود و بخشی دیگر از جغرافیای این سرزمین مورد تعرض قرار گرفت. نویسنده و کارگردان اثر به درستی اشاره دارد که مردم با ایمان راسخ، وحدت و ذکاوت خود، در مقابل این تجاوز ایستادگی کردند. نمایش «جلوههای عاشقی» این رشته ایثار را در ده قاب دیگر بر روی صحنه میآورد.
این اثر همچنین مقاومت مردم گیلان در نبرد ماکلوان به فرماندهی میرزا کوچک جنگلی، حضور در انقلاب، جانفشانی در زمان تجاوز ارتش صدام به خاک ایران و پشتیبانی از رزمندگان در محور مقاومت و مبارزه با داعش را روایت میکند.
ویژگی متمایز نمایش «جلوههای عاشقی» توانایی آن در پیوند دادن هنر با تاریخ و هویت ملی است. استفاده از موسیقی محلی، نمادهای فرهنگی و نمایشهای میدانی این پیوند را تقویت کرده و به مخاطب یادآوری میکند که هویت یک ملت نه تنها در جغرافیا، بلکه در شجاعت، ایمان و وفاداری مردمش معنا پیدا دارد .
نمایش «جلوههای عاشقی» فراتر از یک اثر هنری است؛ این نمایش ادای دین به شهیدان، مجاهدان و وفاداران تاریخ ایران و گیلان است. از اسلم دیلمی در کربلا تا مجاهدان پیلهداربن، شهدای دفاع مقدس و رزمندگان ایرانی در نبل و الزهرا، همه جلوهای عاشقانه یافتهاند. این اثر یادآور است که در گیلان و میان مردم این جغرافیا، روح عاشقی، وفاداری و ایثار همواره زنده است و نسل امروز میتواند از آن الهام گیرد و هویت تاریخی و فرهنگی خود را پاس دارد.
در پایان، تبریک میگویم به خالق اثر، مجید رحمانی عزیز، که این نمایش بزرگ را به درستی نگارش و هدایت نمود.
به قلم: محمدامین عبدل نیا



